" وقتی شک داری ، قلعه برو "
کورت ونه گات
حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد .
آن دو با هم به کنار ساحل رفتند وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباس هایش را در اورد و دروغ حیله گر لباس های او را پوشید و رفت .
از ان روز همیشه حقیقت عریان و زشت است اما دروغ در لباس حقیقت با ظاهری اراسته نمایان می شود.
کورت ونه گات (Kurt Vonnegut)در کتاب مرد بی وطن (A MAN WITHOUT A COUNTRY) مطب زیبایی دارد:
دلم می خواس
همه چی
معنی دار به نظربیاد،
بعدش همه مون
خوشحال وشنگول باشیم.